سلام به بهترین و عزیز ترین و نازنین ترین بابایی روی زمین
الان که این نامه را برات می نویسم یه شبانه روزه که عروست شدم ، امروز عاشق تر از دیروزم ،امروز اولین روزی بود که تو ماله من بودی
صبح آسمونش ابی تر بود
رنگ برگ درختا فرق می کرد
امروز همه چی قشنگ تر بود
من بالاخره روزیو تجربه کردم که حس کنم بهم تعلق خاطر داری
دیشب تو سکوت یه اتاق تاریک به تمنای دلم جواب دادم و عروست شدم ، تک و تنها ، نه مهمونی بود که برام کف بزنه و کل بکشه و نه دوستی که بهم تبریک بگه و نه عاقدی که در جواب ناز کردن من بهش بگن عروس رفته گل بچینه .....
من عروس شدم ،عروس تو ، باورت میشه ؟؟؟؟
مهریه ام 1366تا شاخه گل نرگس بود
تو هم مادرم بودی هم پدرم هم دوست و هم اشنا و همه کسم....
هیچ کس نبود تا منو تا حجله تو بدرقه کنه
عروس تنهات امروز نتونست خوشحالیشو با کسی شریک بشه ، امروز نتونست جار بزنه و شیرینی پخش کنه و بگه عروس شده ، بگه به عشقش رسیده ، ولی مهم نیست
مهم تویی
تویی سهم دله عاشق من
دوستت دارم همسرم